تبليغاتX
شاهراه باریک: زمان
سلام به همه دوستان

فقط اومدم بگم من وقت سرخاروندن دارم

علت اینکه خیلی نمیام اینترنت اینه که فعلا کامپیوتر توی خونه ندارم ... انشاالله نمایشگاه کامپیوتر که برگزار بشه منم دوباره بر می گردم!

فعلا شاید تا یه مدت نیام ... مخلص همه دوستان هم هستیم

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 20:15 |

ز خون عزیزترم نیست مایعی در تن

                                            فدای پای عزیزان اگر بیالایند ...

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 21:52 |
روزی مثل امروز بود که در دنیای آردا دقیقا وسط سرزمین میانه (همون طرفا دیگه با من بحث نکن!)ناگهان یک اتفاق نهیب افتاد! کودکی که آینده آردا در دستان او قرار نداشت!! ولی به اون ربط داشت متولد شد

بانوی حلقه ها بانو گالادریل یا یک چیزی تو همین مایه ها!! و این گونه بود که سرنوشت حلقه ها رقم خورد ... (نه بابا چیتوز حلقه ای چیه دیگه؟؟!! دارم خیر سرم کلاس ارباب حلقه ها می ذارم)

و دقیقا روزی مثل همین امروز بود که رون ویزلی از ته تغاری بودن خارج شد!! و یک شخص دیگر این منصب بزرگ را در پناهگاه بدست آورد. اون هم کسی نبود جز جینی ویزلی یکی از اعضای گروه ارتش دامبلدور و یا یه چیزی تو همین مایه ها!!

روزگار نو مبارک!

lady of the rings VS ginny

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 10:45 |
این منم ... نگام کن! خودمم .... همون همبازی بچگی هات ...

باور کن من راضیم. .. من به همون عروسک ها و اسباب بازی های زشت و خراب راضیم ...

فقط دیگه گریه نکن ... دیگه گریه نکن ... داداشی طاقت نداره ها ...

 

من همیشه اینجام ... همین کنار ...منو ببین ... همیشه هراهتم ... بهم نگاه کن! من همونم ... همون همبازی بچگی هات....

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 19:53 |
زندگی به ما آموخت

                ۱۵ سال پیش

درد خود به زبان نیاریم

                   و زخم خود آشکار ننماییم

باشد تا آن که باید بداند بداند ...

"دلی سربلند و سری سربه زیر

                                   از این دست عمری بسر برده ایم"

                              

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 13:51 |
+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 0:11 |
عجب این زمان تند میگذره!! تا چشم به هم میذاری یک هفته میگذره! امروز فقط یه سر زدم به وبلاگ ببینم کسی کامنت جدید گذاشته یا نه که دیدم به! ۵ روز از آپم گذشته ... ببینم کسی راهی بلد نیست که این زمان را حداقل کندش کنیم اگه نمیشه متوقفش کرد؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:3 |
سلام به شما. همین شمایی که الان جلوی کامپیوتر نشستی و داری با بی حوصلگی تمام وبلاگ منو چک می کنی که ببینی هنوزم مثل چند روز پیش بی سرو صداست یا زندگی توش جریان داره! همین شمایی که داری با موبایل ایرانسلت اینجا رو چک می کنی و هی زیر لب تکرار می کنی "از کی تاحالا؟؟"

نه شلوغ نمی کنم ... فقط چون یک مدت بسیار کوتاهی! آپ نکرده بودم گفتم رادیویی شروع کنم ... خلاصه همینقدر بگم همه چیز امن و امان است و بر وفق مراد. دو سه روزی میشه که امتحانای میان ترم شروع شده و منم که مرد کار و تلاش! از صبح علی الطلوع میرم سر کار تا بوق سگ که از دانشگاه بر می گردم ... البته اینجور زندگی که آدم فقط شب برای شام و خواب خونه باشه خیلی سخته و نمی ذاره آدم حتی به بازی کردنش برسه!!! ولی در عین حال یه احساس غروری به آدم دست میده که با خودت می گی "بابا مرد زندگی!!"

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:1 |

یا فالِقَ الحَب    زِد فی مُهجَتِی شَقَفً  

  مِن حُبِّ فاطِمَةَ الّزَهراءِ مُوفُورا   و بَعلِها و بَنیها بَعدَ والِدِها

وَجعَل خَطائِی بِهِم یا رَبِّ مَغفُورا

        

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 1:2 |
هر روزتان نوروز   نوروزتان پیروز

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: روز نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت و والیان امر ظاهر می شوند و خداوند تعالی آن حضرت را بر دجال ظفر می دهد که او را در کوفه مصلوب می فرماید و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما انتظار فرج را در آن روز داریم چون نوروز از ایام ما است که فارس آن را حفظ کرده و شما ضایع نموده اید.


امسال نوروز از اون نوروزاست. امسال سال آوازه ... سال رونق سازه

امسال نوروز فقط خوش بگذرونین ... سر سفره هفت سین ما رو هم فراموش نکنین ...

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 3:37 |